چی؟!

 

دیروز یک کاری داشتم طرف های پایین شهر...!

توی ایستگاه اتوبوس نشسته بودم یه خانومه با صورت چروک ولی تیپه جوون و صدای معمولی که نمیشد سنشو فهمید پیره یا جوون یا میانسال! شروع می کنه به حرف زدن با من! منم بی حوصله ... اول یه چی گفت، حواسم نبود گفتم:چی؟!(حوصله صحبت نداشتم) بعد فهمیدم باز رومو کردم اون طرف که اتوبوس مییاد دوباره باهام حرف زد باز حواسم نبود! گفتم:چی؟!  بعد میگه شما مجردید؟ میگم:بله. میگه شما مجردی نباید اینجوری حرف بزنی باید بگی مثلاً بله؟ نه چی؟ ازین حرفا کلی صغری کبری...نیشخندابله(خودم کلاً هم بله می گم هم چی هر دو)

*امروز توی آزمایشگاه یه پسره(از بچه ها همکلاسی نبود) اومده کنارم نشسته وهی تریپ دوست شدن می اومد(حرف می زد چرت و پرت )منم هرچی بهش بی محلی و چی می گفتم نمی پرید خنثی(البته آخرش روشو از بین بردموقت تمام)

*می خواستم یک پست بزنم مثل اون طنزه که دختره تازه میره دانشگاه و به همه به دیدخواستگار نگاه میکنه بعد به نظرم رسید بی خیال عینک حوصله دارم؟! یه عده این وسط باور می کنند!

*جدایی نادرازسیمین ام برنده شد. نمی دونم رأی گیری که توی سایت بود رو دیدید یا نه که فیلم نادر ازسیمین اون موقع که من بهش رأی دادم 92%رأی داشت در حالی که رقیبهاش 5% مثلاً!!! یکی از بچه ها خودمون خیلی ایرانیا رو موردانتقادقرارداد بخاطراین تعصبشون توی هی بالا بردن رأی!

*جدایی نادر از سیمین هم قشنگ بود من دیدمش ولی فکر نمی کردم در حد اول شدن در جهان باشه! شایدم چون اهل فیلم دیدن نیستم زیاد.

*سخنرانی فرهادی زیبا بود و من خوشم اومد این شد اینجا هم میزارم:

ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند. و گمان دارم خوشحال‌اند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.

*حس پست گذاشتن داشتم الآن ولی حس اینکه چیزی بگم نداشتمخنثی فکر کنم این شد زیادی چرت نوشتم ولی خب زباناینم مدلیه!

/ 6 نظر / 9 بازدید
گلدونه

اينكه تو فيلم جدايي ... چيزي نظرت رو جلب نكرد مث اين ميمونه كه به يه تابلو كوبيسم پيكاسو نگاه كنيم و درك نكنيم هنرشو بگيم يعني چي اونوقت برداشته الكي رنگها رو با هم قاطي كرده

ستاره

[نیشخند]

رویا

سلام همای .خوبی؟ جدایی با رقیباش سنجیده شد و بهتر بود...برای فرهادی خیلی خوشحالم!

سارینا

چی؟![نیشخند] حکایت اون خره س که باید از پل بگذره... ولی چرا واقعا؟ :(

سارینا

نه... اینکه چرا همه ش باید به فکر اون خره باشیم. خب همونطوری که همیشه هستیم چیه مگه؟ از رل بازی کردن بدم میاد. تو رو نمیگما... کلیت جامعه رو میگم که این نگاه رو دارن. تو فرض کن مثلا یه روز حوصله ی خودتم نداری. مثلا من اینجوریم که روزایی که حوصله ی آرایش کردن ندارم اگه یه لیپ استیکم بزنم انگار ده کیلو چیز میز به صورتم مالیدم! سنگینی میکنه... حالا هزاری هم که همه بگن چرا مث میت میمونی و مگه داری میری دیدن عزرائیل و اینا... کار خودمو میکنم. برامم مهم نیست کی چی میگه.. همینو بگیر برو در مورد لباس پوشیدن و حرف زدن و چیزای دیگه. خب اگه آدم واقعا فکر نمیکنه کارش بده یا اشتباهه و اینا چرا این مدل ملاحظات؟ اگه بده قبل و بعد تجرد همیشه بده اگرم نه که هیچی دیگه... اوضیح مبسوطو داشتی؟[نیشخند]