سلسله من!

جدیدا با یک استاد از یونی دیگه ای آشنا شدم و حین کار کمی روی من کنجکاو هم شده بود! (مجرد نیست چشمک )

یهویی وقتی فهمید هنرستان خوندم خیلیییی برام تأسف خورد که چرا دبیرستان نرفتم که لیسانسمو یه جای درست حسابی برم! و کلی گف تو حیف شدی !!! (اصرار خواهرم بود که هنرستان برم!)

.

.

.

و من پرت شدم به گزینه هایی که توی زندگیم رفتم... که اگربه حرف معلم نادون نکرده بودم و تهران رو اول میزدم چقدر سرنوشتم الان فرق داشت یا اگر فلان یونی ام مثلا ورودی مهر بودم اونوقت کارشناسی فلان یونی بودم اونوقت هیچوقت شاید تابلو نمی کشیدم! شاید اونوقت فلان گزینه ها رو داشتم و.... اگر فلان جمله  رو اون روز نمی دیدم اونوقت اگر ارشد میزدم فلان شهر و پیش فلانی اونجا کار می کردم! الان چطور بود زندگیم؟!

کلا دیدم با هر گونه انتخابی چقدرزندگیم متفاوت میشد...

چه سلسله ای ...

پی بردم خیلی جاها اگر به حرف خودم و دل خودم می کردم  یا عکس العمل های دیگه ای داشتم الان خیلی شاید متفاوتتر و شاید بهتر(!) بود زندگیم ...

 چقدر با انتخاب هر گزینه ای زندگیم متفاوت میشد...! اینی که الان هستم سلسله ای از رفتن گزینه هاس همه به هم پیوسته....

 *اینی که الان پیش شما هستم و شما رو میشناسم هم از همین سلسله هاسبغل شاید با هر انتخاب دیگه ای که کرده بودم الان هیشکدوم شما رو شاید اصن نمیشناختم  و با هر کی که آشنا خواهم شد.

/ 7 نظر / 7 بازدید
ماهنوش

هما جان بهتره به اما و اگر ها کار نداشته باشی و وقتتو حروم این افکار نکنی ! بجاش ببین چیکار میتونی بکنی که حالت رو بهتر کنی و رضایتت رو ببری بالاتر عزیزم

ستاره

سلام... یاد یه ضرب المثلی افتادم[قهقهه] خاله ی منم اگه .... داشت الان داییم بود[خنده][خنده]

خــاله نـفـیـ3

زندگی ِ خیلی از ما هم با این دست به دست ِ هم دادناس که شکل گرفته ..شاید تقدیر این چنین بوده (: و هر چی خدا برای آدم صلاح دونسته باشه قطعا" بهترین ِ هرچند اگه مشکلات و مشقتای زیادی به دنبال داشته باشه

دومین جشنواره مجازی کتابخوانی

دوست بزرگوار همای عزیز دومین جشنواره بزرگ مجازی کتابخوانی در دو رده سنی آزاد و نوجوانان در حال برگزاری است. ضمن دعوت برای شرکت در این جشنواره،از شما خواهانیم تا در اجرای این برنامه با پذیرفتن عنوان"همکار افتخاری" ما را یاری فرمائید

پرتابه

سلام عزیز وقتت بخیر... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم http://Partabeh.Com