گردوی من

مادربزرگم از اون مادربزرگ­های باحال هست...قلب

دوماه پیش که خونمون بود یه روز صبح که هوس کرده بود گردو بشکنه یک گردو بر داشت و  گفت اینو به نیت اینکه ببینم عروستون چطور دختری در مییاد میشکنماز خود راضی باز یک گردو شکست به نیت اینکه ببینه شوهرخواهرم چطور دامادی در مییاد. نیشخند

.

.

امشب اومدم برای خودم گردو بشکنم که بخورم، نمی دونم چه مرض گرفته بود این شانسم، هرچی میشکستم خراب در می اومد اعصابم خورد شده بود دیگه رفتم باز یکی دیگه برداشتم و برای اولین بار گفتم به نیت اینکه ببینم شوهرم چی در مییاد میشکنم ابرویعنی فکر کن چقدر کلافه شدم که اومد همچین ریسکی رو بکنم حتی

و اما

سالم در اومدددددددهورا

دلم روشن شد

*به سلامتی دخترخاله و پسرخاله هم با هم ازدواج کردن چند روز پیش... خیلی بامزه بود و اولین بار بود که عروسی دخترخاله پسرخاله می دیدم خیلی بانمکه ازدواج فامیلی فقط خودمون بودیم و جشن کوچیکو خیلی صمیمی و خواستنی شده بود.خیال باطلفرشته

* این اسمایل ها متفاوت با اسمایلهای یاهو به نظرتون خنک هست ؟ به نظرم یه جورایی اسمایلهای یاهو خیلی صمیمی تره متفکر

/ 3 نظر / 7 بازدید
ستاره

یه گردو هم برای ما میشکستی[نیشخند] نه دو تا[خنده]

گلدونه

ها ها حالا مامان بزرگت به شوخي يه چي گفته تو چرا جدي گرفتي؟[خنده]

بازیگوش

:-)))) خوبه خیالم راحت شد خوبخت میشی ننه[زبان] +اسمایلای یاهو اره منم بیشتر دوسشون دارم