یک ذهن بخت گشا

 

از وقتی دوم دبیرستان شدم یک حسی هست توم! مثلاً هم یک نفر رو می دیدم که از قیافه ش خوشم نمی اومد و به نظرم زشت می اومد گاهی ناخودآگاه به ذهنم می رسید: چه کسی حاضره با این ازدواج کنه؟! آیا کسی هست حاضرباشه باهاش ازدواج کنه؟!!!!

و جالبیش اینه تا جایی که یادم مییاد اولین ازدواجی هم که می دیدم ازدواج همون فرد می بود!

 این حسم هم در مورد دختراس هم پسرا !

این ترم دانشگاه هم درمورد دودخترناخودآگاه این حس درمن ایجاد شد! و هر دو همین ترم ازدواج کردند

دیشب رفته بودیم عروسی و یکی ازفامیلای خیلی دورمون نیمرخش به من بود قیافه ش بد نیست خوبه ولی خیلی به نظرخشک و بی احساس و خشن مییاد! البته خودشو نمیشناسم شایدم اینجور نباشه ولی مدل قیافه ش اینجوره. باز یک لحظه به ذهنم رسید ... ! که یه دفعه دیدم حلقه دستشه، خیلی دوست داشتم شوهرشو ببینم که اتفاقاً آخرای عروسی دیدم!یک پسر با قیافه خیلیییییییی مهربون وخوشگل و آروم درکنارش بود!

  

به این می گند یک ذهن بخت گشا!نیشخندهورالبخند

/ 2 نظر / 9 بازدید
ستاره

مگه قرارمون نبود از اين حرفا نزني؟[نیشخند]

گلدونه

ذهن بخت گشا برا خودت هم يه فكرايي ميكنه يا فقط برا ديگران كار ميكنه؟[زبان]